بعد از 6 سال

سلام...به اندازه ی تمام ثانیه های این 6 سال و اندی سلام...

بیشتر از 6 سال از آخرین مطلبم می گذره...نمی دونم چی منو باز کشوند اینجا...

اینجا برام مقدسه... فاطمه ای که اینجا بود معصوم و پاک بود...با فاطمه ی + 6 خیلی فرق داره...خیلی خیلی...وقتی این وبلاگ رو بست تازه از مدرسه فارغ شده بوده بود...چقدر آرزو ها داشت..فکر می کرد بهترین می شه...فکر می کرد بعدها کلی می تونه به خودش افتخار کنه..اما دریغ...فقط دیگه اون فاطمه ی معصوم نیست...

 

/ 8 نظر / 8 بازدید
حامد

سلام فاطمه جان تو وقتی راجع به خودت این طوری میگی بقیه راجع بت چی فکر میکنن بیخیال بهم سر بزن واقا خوشحال میشم بیای و اشنا بشیم ادرستو یادت نره منتظرتم فاطمه

علی

تبریک میگم... بالاخره یکی از قدیمیا برگشت، امیدوارم ادامه دار باشه 6 سال زمان زیادیه واسه تغییر... همه عوض میشن، خیلی عجیب نیست... مطمئناً نکات مثبت زیادی داشته این مدت...

یار

گذشته ارزشه به خاطر سژاری نداره یا میتونی با گذشته بمیری یا با آینده ای نو از نو متولد بشی خودت رو پاکسازی کن ......شتاب نکن ..عشق بازی کن

فردوس

ُسلام. وقتی دیدم از این وبلاگ کسی به وبلاگ من آمده جا تعجب کردم و حالا هم تعجبم بیشتر شده که این چیزا رو می بینم : این نوشته ، همون قالب 6 سال پیش و لینکهای کناری و ... با امید اینکه باز هم این نوشتن ها جریان داشته باشه

مهران

سلام...منم بعد از سالها باز برگشتم...اومدم به وبلاگای قدیمی که اونوقتا به هم سر میزدیم سر زدم...اکثرا دیگه نمینوشتن...دیدم تو هم داری باز مینویسی خیلی خوشحال شدم...یکی دیگه مثل من...

علی

سال نو مبارک... امیدوارم امسال همراه با اتفاقای خوب باشه برات و البته نوشتن دوباره ی این وبلاگ...

علی

و مایی که فکر می کردیم برمیگردی...