مرگ من

گاهی اتفاقی ناگوار در بطن زندگی همه چیز را خیلی پنهانی تغییر می دهد...این تغییر در ظاهر به چشم نمی آید..حتی در ظاهر زندگی هر روز بهتر می شود هر روز امیدوار کننده تر..اما باطن آن خراب و متعفن....منظورم از این اتفاقات ناگوار آن اتفاق هایی ست که نمی توان ازشان حرف زد..و محکوم به فراموش کردن آن هایی...تمام تلاشت را می کنی تا لحظه به لحظه ی آن اتفاقات را فراموش کنی...انگار که آن مرحله آن ماه ها یا آن سال ها در مغزت یک خط ممتد سیاه ست...این اتفاقی ست که در این یک سال و نیم اخیربرای من افتاده ست...و باطن زندگی م را به طرز عجیبی تحت تاثیر قرار داده...طوری که انگار مرگ من در 28 سالگی بوده...

/ 1 نظر / 8 بازدید
helen

پيشاپيش، پشتاپشت، پس و پيش، جفت پا، با کله، از ته دل، *عيد غديرت مبارک*